نقش درخت خشک را بازی میکنم.. نمیدانم چشم انتظار بهار باشم.. یا هیزم شکن..
گاهی می پَری که دستت بخوره به پَرِ یه پری که یهو می بینی که پَرِت
گرفته به پَرِ یکی پریشون تر از خودت ،،تازه می فهمی که خودت نبودی
درحالی که عُمرت بوده که پریده و پریــــــــــده
پـــــــریده
*********
*******
برچسب:
نویسنده: FARIBA